طنز مهندسی عمران

گویند روزی میان جهنمیان و بهشتیان نزاعی سخت در گرفت.بحث بر سر آن بود که بهشتیان از اینکه همه چیز مطابق میل است دلزده شده بودند و به دنبال تنوع میگشتند.جهنمیان هم از شدت عذاب به تنگ آمده و تنوع را جستجو میکردند. مقرر شد جلسه ای بین بزرگان بهشت و جهنم گذاشته بشود و این موضوع مورد بررسی قرار گیرد.خلاصه ،آنها را در این عقیده توافق حاصل آمد که پلی احداث شود میان جهنم و بهشت تا هم برای مدت کوتاهی جهنمیان به بهشت بیایند و بهشتیان مجال اندکی را بجهت تنوع در جهنم بسر کنند.قرار بر این شد که جهنمیان از جهنم و بهشتیان ازبهشت شروع به ساخت پل کرده و پس از گذشت 45 روز این دو بهم برسند تا عبور و مرور از جهنم به بهشت و بالعکس ممکن آید.جهنمیان 10 روز زودتر از موعد مقرر کار را تمام کردند و چشم انتظار بهشتیان شدند.اما هر چه انتظار کشیدند اثری از بهشتیان یافت نشد.بناچار نشست دوبارهای بجهت مشخص شدن دلایل کندی پروژه در بهشت برگزار شد.نتیجه آن بود که در بهشت یک مهندس عمران هم یافت نشد.





ادامه نوشته

تو بخند :


چرخ گردون چه بخندد چه نخندد تو بخند

مشکلی گر تو را راه ببندد تو بخند

غصه ها فانی و باقی همه زنجیر به هم

گر دلت از ستم و غصه برنجد تو بخند...
[ شنبه بیست و سوم