استفاده از مصالح جدید به جای فولاد در بتن مسلح
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
واندر آن برگ و نوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در حین وصل این ناله و فریاد چیست؟
گفت ما را جلوه ی معشوق براین کار داشت
یار اگر ننشست با ما،نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...
![]()
آغاز سال جدید رو به تموم بازمانده های 2012 تبریک میگم
اینم واسه عوض شدن فضا...

دو جای پا بود
یکی از من یکی از خدا!
اما توی سخت ترین تصویر زندگیم فقط یه جای پا دیدم!
از خدا با ناراحتی پرسیدم:" مگه نگفتی هیچوقت تنهام نمی ذاری؟پس چرا من تنهام؟ "
گفت:" این یه جای پا از من بود که تو رو در آغوش گرفته بودم...! "
صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت:
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت!
گل بخندید که:از راست نرنجیم ولی
هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت...
تقدیم به دوست داران شعر ناب حافظ و دوستانی که اینجور که پیداست بدجور سینه سوخته ان!!!![]()
1 + 1 = 2
تکلیف جلسه بعد:
4x + 5y – 3z = ??
سوال امتحانی:
Cos(37) – log5x + arc tan(7y + 30) \ 75z = ??
حالا می تونی نمره امتحانتو حدس بزنی؟؟؟![]()